۱۳۸٦/۸/۱٧
سکوت...

ترجیح میدم جلوی زر زر های تو...
چشمم رو ببندم و با تمام وجود... سکوت کنم...
-----------------------------------------------------
اگه من هستم... اگه تو هستی... اگه خواستم باشی... فقط به این دلیل بوده... که با بقیه فرق داشتی... با این کارات داری خستم میکنی... داری مثل بقیه میشی...
حالا دیگه چون نمیتونم حرف دلم رو به تو بگم... میام و اینجا مینویسم...
چقدر دورن اون زمانهایی که میتونستم همه چیم رو بهت بگم...
-----------------------------------------------------
یادت باشه... اگه الان میخندم... اگه به نظر میاد که خوشحالم... بدون نقاب به صورتم زدم...