ته هه ووع...

دعوام میاد... بغضم میاد... دردم میاد...

این صدای فریاد از من نیست... صدای جیغ بنفش شلاقه که شکایت میکنه از سکوت من... سکوت من بعد از هر تازیانه... سکوت من بعد از هر حرف عامیانه... سکوت من بعد از هر سکوت گوشخراش شبانه... بیخی... میرم انگشت میندازم تو حلقم تا بالا بیارم... شاید اینطوری سبک شم... شاید آره... شایدم نه...

شاد زی...

چیزنوشت: میگن چرا نمیگی به روزی... اینجا میگم... به روزم...

/ 15 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شاسوسا

وقتی که آپیدی هرکاری کردم نشد نظر بذارم!!!!آره باید انگشت بندازی ته حلقت و اووووووووغ(ق)!!!راهش همینه آرمان!!!

مهدی

انگشت تو حلق جسمت که بکنی سنگینیهای رو دلت میزنه بیرون سبک می شی. این روان بی صاحاب که سنگین شه چه خاکی باید به سرش کرد؟

من

یه انگشت جواب میده که همرو بیاری بالا

سیگار پشت سیگار

انگشت انگشت انگشت راسی کی انگشت کرد تو زجر نوشته ما؟ کی خواس ما چی بالا بیاریم؟ زندگیرو ما که فقط مرگ تدریجیو بالا آوردیم بلفرض که امشب بالا زدی فردا شباتو چه میکنی پسر؟

...

اینقدر انگشت ته حلقت نکن نهایتا چیزی جز دل و روده ات بالا نمیاد[گل]

اورانوس

اینارو که مینوسی یادم میاد چه حالی دارم برای یه لحظه وقتی میخونمشون انگار نقاب صورتم کنار میره و خودم میشم دیگه چیزی نیست که خفم کنه و ...

لیلا

http://s3prod.weheartit.netdna-cdn.com/images/4949430/tumblr_lbufxvckCp1qe0hneo1_500_large.jpg?1289728680

بلانش دوبوآ

خوندمت و تمام روز تـ هـ ــوووو ــع داشتم ... من همیشه ی همیشه می ترسم دست تو حلقم کنم .

مریم

سخته خیلی سخته