اون روزا

کمی عقب رفت... عقب... عقب... عقب تر... هرچقدر عقب میرفت مهم نبود... چون اون دیگه هیچوقت نمیتونست گذشته ها رو لمس کنه...

تنها یه جمله رو زیر لب زمزمه میکرد: چرا گذشته ها بر نمیگردن؟؟؟

چیزنوشت: وای اگه روزی بیاد که دل برای این روزامون تنگ بشه... لبخند بزن بچه... :)

/ 2 نظر / 65 بازدید
سکوت

حسرت....

a

koseeeeesher minevisiaa amalan!! :D :))))