پیله، از حالا تا همیشه...

سالروز به دنیا اومدنمه... تبریک بی تبریک... اما بعضی ها یه چیزایی گفتن که موندگار میشه اینجا... از الان تا همیشه... تا کی؟؟؟ تا همیشه...


مهناز میگه: لبهایت طعم سیگار میداد! و من میدانستم  که تو سیگار نمیکشی..

یه بغل رز سپید هول می دم تو بغلت... با لبخندی به گشادی صورتم...

تولدت به اندازه ی 27 بار مبارک آسمون...


بلانش دوبوآ میگه: فکر می کردم مردی با این همه گلوله در سینه گریخته است و گوشه ای در آسمان خاکستری سیگار دود می کند ...  چه بزرگ اشتباهی. مرد با پاهایی چسبیده به زمین و سیگاری خاموش، به گلوله های رها شده در تاریکی می نگرد ... 


شبنم میگه: روزها ارغوانی تر از اونن که سفید ببینمشون.


صابر میگه: زندگی کوتاهه آرمان . باید خوشحال باشی . هیچ چیزی اونقدر ارزش نداره که بخوای واسش ناراحت بشی.

باید عاشق بود و از لحظه به لحظه‌ی زندگی لذت برد.

دنیا دنیا چیزایِ خوب برات آرزو میکنم .

تولدت مبارک

 

شاسوسامیگه: هم آغوشی ای نازک در شب مکاشفه و ژرفایی داغ.داغ از تن.داغ از عشق داغ ازشهوت حتی!مشتی سلول.تنها...گرد وجودی میچرخند. 9460روزپیش بود یادت هست؟!تکان میخوردی گاهی درحبابی پرخون وآب و گرم. برگردبه همان باغ سیب به همان آغوش برگرد میان همان حباب همان وجود...برس به اوج به عروج به فوج...به نقطه ی تلاقی تو ونگاه و پل!نیا که اینجا تنها بال هایت را میگیرندودلتنگی میدهند،اینجا معاملات تنها ضررند وبس!جان،عشق،آزادی میگیرند...تنفروغربت میدهند!ازهمان دردی که متولد شدی نفهمیدی؟


آنا میگه:

ساده و صمیمی

سرد و تلخ

داغ و ژرف

گوارای وجود

معجونی که تویی


راحیل میگه: دلکم ، من نمیدانم چرا حرفهایم تمام شده است ، جوری که انگار مغزم بوی کپک میدهد. نمیدانم شاید انقضای سلولهای خاکستریم پیش از تمام شده اند و من نمیدانم چه بگویم. از من خورده نگیر ...این روز‌ها احساس می‌کنم کودکی ۲ ساله ام که حرف زدن بلد نیستم. به چشم‌هایم نگاه کن. تمام حرف‌هایم را برایت نوشتم...بخوان...با صدای بلند بخوان....


 

لیــلیمیگه: دلمردگی ِ این خرداد ما را کشت 

اما ... 

امشب ، از آن ِ ماست

با میلادت ... از نو زنده میشویم 

من اینجایم 

با اعصابم بر آتش ِ این سیگار 

تو اما ... 

دستانت در تنهاییت یخ می زنند

باشد که در خرداد ِ بعد ... در میلاد ِ بعد ... تنها نباشی و نباشم !

جور ِ دیگر باید رقم میخورد این روز! 

امروز ِ ما را چه شد !؟ 

من به کجا رسیدم از تو ؟

بیهوده است ایستادگی بر این اندیشه های سرد 

اشک بر چشمان چیره شد 

و نشان خنجر بر پوست غالب آمد

باشد که فراموش کنی 

باشد که فراموش کنم 

دلمردگی ِ این خرداد ما را کشت 

اما ... 

امشب ، از آن ِ ماست


 

خاکستر میگه: با چند تا تکون شدید پوسته ی خشک شده رو با صدای قرچ قرچ میشکافم... میزنم بیرون از پیله سرخ... نور پر میشه تو چشام و کور میشم همین اول کاری... خوش اومدم... هـه... خوش اومدم؟؟؟

چیزنوشت 1: جای نوشته های پویان و چند نفر دیگه اینجا خالی خواهد ماند... تا کی؟ تا همیشه...

چیزنوشت2:  واسه درد میل گفتن و سکوت... واسه لحظه های مرگ شمع و فوت... یه توهم توی لمس زندگی... یه تولد توی اوج خستگی...

/ 28 نظر / 36 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دوزخی

فقط آمدم که بدانی می آیم.ممنونم مرد..... دوزخی مرد

elahe kowliha

یه قسمتی از شعر فروغ می رسه به اینجا که میگه"مرد هرگز زنده نبوده است".مرد زنده بوده است یا نبوده است رو اصل این موضوع که جام به جام ابدیت زده تفاوتی ایجاد نمی کنه. اسم یه بخشی از ابدیتت رو گذاشتن روز تولد؟ بسیار خوب آقایی که نمی شناسمت میلادت مبارک. اگه وقت داری سر بزن کافه کاج اونجا معمولا سیگار پیدا میشه.

آمیتیس تنهای دیوونه

میدونی من عاشق دست نوشته هاتم....میدونی من هر روز نوشته هاتو میام چند بار میخونم... همه چیز وبلاگت مورد علاقه منه ...عالی

sara

slm mikhastam begam webet vaqean alie postato kheyli dus dashtam hamishe bet sar mizanam

رها

جلوی تبریک گفتن رو که نمیشه گرفت دست خودمون نیست اخه هر سال بزرگ تر میشیم و جهان واسه بزرگ شدنمون بهمون تبریک میگه!

راحيل

سلام و دورد... نمي دونم چي بگم.. نمي دونم چنددقيقه است كه بين حرفات سرگردونم.. اين نوشته ها يه سبك يا درد؟؟؟ دنبال نشونه مي گشتم.. كه درد مشترك داريم يا نه؟؟؟؟ توي نوشته هاي خردادت دنبال يه ياد بدم.. اما.. نمي دونم... لينكتون كردم به خاطر همون حس سردگي... سبز باشي

آیدا

با تاخیر تولد تولد تولدت مبارک بیا سیگارارو فوت کن تا صد سال زنده باشی

دیوونه

چه دوستای خوبی داری [حسود جماعت]