کارم تمومه...

...فنجــون قهوه، تیغ تیز و یه سیگـــــار...

...صندلـــی چوبی، با میز و یه بیمـــــار...

...قاب عکسی تار و شکسته، روبروش...

...وقتی که اون میزنه رگهای دستشو، میپاشه خون به روش...

...کارم تمومــــــــــه...


چیزنوشت: Grow up Arman, Grow up...

/ 28 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محبوبه

به من میگی شاد زی ولی خودت که داغونی اینطور که پیذاست!

عقرب آهنی

به همین راحتی ؟ نه . نمیشه . اون تیغ مگه چقدر می بره ؟ چقدر مگه مردشی که اون تیغ رو فشار بدی ؟

سیم سیمک

قهوه نخوردم ... سیگار هم نمی کشم.... اما سر و کارم با تیغ تیز زیاد بوده ..... ! آخرین اثر : یه خراش کج روی پیشونیم ! هیچکی نمی فهمه کار خودم بوده !!!!! یاعلی

2 چتفنگدار

راجع به اون پست خواب زیرکانه خوراک خودمی تو بهمن سوییسی و پروتون نوترون و اینا

من

من هستم اما اینجا نیستم ، توام احتمالن هستی اما کجا هستی؟ شاد باشی همیشه!

ماهور

من با پنبه سر خودمو میبرم ... به اون مرگ تدریجیِ عادت کردم , هم بازیمه ... آره , بازی ...

هانی

دود کن رفیق دوووود !