گوله...

این روزهای ماست و درد گوله خوردن از پشت... گوله ای که از پشتت رفته تو و لایه دنده هات گیر کرده... هی واسه یه لحظه بدن ضعف میکنه و تحلیل میره... هی واسه یه آن نفس بالا و پایین نمیشه و گیر میکنه معلوم نیست تو کدوم جهنمی...

گوله که میخوری... همه جا واست سیاه سفیده و تنها رنگی که میبینی سرخیه خونته... خونی که حالا حس میکنی دنیا رو برداشته... سرت گیج میره و یه جا ولو میشی... وقت ولو شدن هر طور شده میخوای سعی کنی دستت رو به یه جایی بند کنی که مخت پخش نشه رو آسفالت...

وقتی پهن آسفالت شدی... نَفَس خستت، میمونه که الان وقت دم یا باز دم... گلوت خشک میشه و خرخرت به سختی رو گلوت بالا و پایین میشه... ضعف تمام تنت رو میخوره... خونت به شعاع سی چل سانتی دور نقطه گوله خورده روی زمین میلغزه و پیش میره... تو هم از این وضعیت حالت به هم میخوره...

حرکات اطرافیانت... حتی حرف هایی که میزنن به طرز خنده داری واست نامفهومه... صدای خر خر رو از توی گلوت میشنوی... نفسه دیگه بند اومده و آروم آروم سیاهی جلوی چشمات رو میگیره...

چیزنوشت: جلوی چشات سیاه سیاه که میشه... وقت تیتراژ آخره فیلمه... با صدای مخملی فرهاد... سیگارت که حالا به فیلتر رسیده رو میندازی روی سالن و با سینه پا روش فشار میدی...

چیزنوشت2: گوله هنوز لایه دنده ها داغه... داغ مثل آتیش سر سیگار... سیگاری که کف سالن هنوز یه نمور روشن مونده...

/ 8 نظر / 15 بازدید
مهناز

اين درده كه دو روزه وسط سينتو مي سوزونه بدجوري كلافم كرده بدجوري... بد جوري...

وارینا

بعضی وقتا همه چی خنثی میشه

رهگذر

گلوله؟ یا گوله؟ یکی بیشتر درد داره گویا

ROYA

گییجم واسه همین هر دردی رو تحمل می کنم

ترانه

[چشمک][لبخند]سلام نوشتت خیلی محشر بود واقعا تحت تاثی قرار گرفتم

یه دوست

هی رفیق من اگه جایه اون شخص گلوله خورده باشم به جایه این همه درد یه جوری خودمو خلاص می کنم !! والسلام !

مانی

گلوله رو عشقه رفیق . . . به روزم

سیم سیمک

کاش جای این گوله ، گلوله بود ... یه بار می خوردی ... یه بار درد می کشیدی و... تموم ! کاش تموم می شد !