سقوط...

کنار واژه هام قدم میزنم تا میرسم به یه تابلو ی ورود افراد متفرقه ممنوع... من آدم متفرقه ای بودم... همیشه ی همیشه آدم متفرقه بودم... کلمه ممنوع، مثل همه ی ممنوعه های زندگیم میخ میشد و میرفت تا جایی که درد به استخونم میرسید...

دستگیره ی درو فشار دادم پایین... با صدای قژقژی در باز شد... از بیرون، داخل رو نگاهی انداختم... انقدر تاریک بود که چیزی دیده نمیشد... ترس از ورود یک طرف و مبارزه با همین ترس از طرف دیگه... اولین قدم رو داخل اتاق گذاشتم و زمینی نبود که من رو نگه داره...

تو سیاهی مطلق به پایین، در حال سقوط بودم... 

نفسم رو حبس کرده بودم... خودم رو برای برخورد با یک جسم سخت و بعد پاشیده شدن اجزا بدنم آماده کردم... گاهی هم به ذهنم میرسید که ممکنه به سنگ های تیز برخورد کنم و با درد به اتمام، ادامه بدم...

مدت ها توی همین حالت بودم... تا اینکه یه جورایی حس کردم انگار انتهایی براش وجود نداره... فقط سقوط ـه و سقوط... توی همون حالت، دستم رو توی جیبم فرو کردم و پاکت سیگارم رو به همراه فندکم در آوردم...

یه نخ گذاشتم کنج لبم و درب فندک رو با صدایی باز کردم... توی آتیش فندک تنها چیزی که میتونستم ببینم رنگ سیاه خود فندک بود... سیگارو روشن کردم و اولین پک رو که زدم، یک باره به سطح مایعی رسیدم و با فشار داخلش فرو رفتم... 

ادامه در هر چیزنوشت:

چیزنوشت1: مایع سیگارم رو خاموش کرد... فضای سیاه از مایع خالی شد و دوباره سقوط شروع شد...

چیزنوشت2: مایع به سرعت شعله ور شد و آخرین چیزی که فهمیدم... حس ترس و سوزش بود...

چیزنوشت3: مایع اجازه نفس کشیدنم رو ازم گرفت و خلاص...

چیزنوشت4: داخل مایع پایین و پایین و پایین رفتم...

/ 13 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
miss.e

"گآهیـــ سُقوطــ یَعنیـــ رَهآییــ .....

فروغ..

وبلاگت یه حسی بهم میده... مثل وایسادن پشت پنجره بعد از یه گریه ی طولانی.. خوردن باد خنک به صورتم. وخشک شدن رد اشک...

محمدرضا

هنوز داری بین طبقات سقوط میکنی؟؟ www.loneliness.es

sayeh

khili wb khoshgeli darain[گل]

sayeh

[گل]

hamidsam

خیلی زیبا بود . دمت دود[چشمک]

پسر آزاد

در اوج زنـدگي دچـار سقوط ميشود و كلماتش همبستر سكوت ميشود خوشبختانه آخرين پست بنده ارتباطي تام با اين مطلب شما دارد ! يك فنجان با من باش [گل]

شازده کوچولو {راما}

سلام .. من خیلی اتفاقی با وب شما آشنا شدم...امشب خوابم نمیبرد و همینجوری روی گوگل کلمه ی سیگار رو تایپ کردم... جز وب هایی که برام اومد ... اولین وبلاگی که باز کردم مال شما بود... نوشته هاتون...آهنگ وبلاگ ... قالب وبلاگ...حتی عنوان وبلاگتون عالیه...میشه اجازه بدید شما رو لینک کنم؟ امیدوارم هرچه زودتر سر بزنید و پیام منو بخونید...من منتظر شماه هستم![گل]

گارا

سلام.نوشته هاتون خیلی عجیب بود!!!!